کاریش نمیشه کرد-چه فرقی میکنه - تاریخ: 1398/2/9 ساعت: 20:32
آدم ها با پیام ها شون اذیت ش کرده بودن درباره ی اینکه خواهرش تو آمریکا عقد کرده و اون و پدر مادر ش یعنی نبودن داشتم اظهار میکردم که چه فرقی میکنه حتا میم و تطبیق دادم به میلاد_ خودمون نگفتم نباید میگفتم -شاید بخونه اینجا رو البته- که خیلی ها هستن حتا پارتنر شون و همشرشون و به پدر مادرشون معرفی هم نم...
آه - تاریخ: 1398/2/9 ساعت: 20:32
همون قدری که از دست و پا زدن و چنگ زده افراد به گل فروختن و مشتقات ش انزجار دارم از بی حس و حالی و عمق_ بی اهمیتی و انجام وظیفه هم آزار میبینم میدونی برای من خیلی فرق داره که تو من و ناراحت نمیکنی چون دل ت نمیخواد من ناراحت بشم یا دل ت نمیخواد ناراحت کننده باشی ..تو همه چی این طوری ام
دوبارهست - تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 22:21
من احساس_ تولد دوباره دارم کم تر تشکر کردن ،کمتر عذر خواهی کردن کمتر کسی و خواستن بیشتر احساس زیبایی کردن .... اون قدر مست نبود و مدام تکرار میکرد من خیلی دوسِت دارم من گیج شده بودم اما خراب ش نکردم .... رفتم بوت بگیرم بنا به همون استنباطی که از سبز_ ارتشی خوشم نمیآد قصدم مشکی گرفتن نبود فروشنده در ...
من امروز در گرید ِ 3 ِ افسردگی بودم - تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 22:21
خیلی بد ِ که این 'تصور' و داشته باشی که پس ِ مسائل و می فهمی که وقتی تو ی لابی ِ مرده ی خواجه نصیر نشستی -همون لابی ای که تو ش کیف پول در امان می موند آره همون- و ی ِ پرسش نامه دادن دست ت و فکر می کنی می فهمی اگه این مجموعه سوال و فلان جور جواب بدی خلاف ِ "هنجار" جلوه می کنی که وقتی داری 16 پرسنالیت...
آشغال - تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 22:21
احساس بد بختی میدونی هیچ دقتی نکردم .. سین میگه برام مهمی بعد شاید قریب به یک ساعت دیر میرسه من نمیتونم تحلیل کنم .. تو ماشین نمیتونستم موج_ غلط_ سوار_ ماشین دو نفر به هم مربوط شدی رو پس بزنم .. چرا زنده ایم قرار چی بشه من واقعا هیچ جوابی نمیبینم در بالاترین حد ش چی قرار بشه
درد - تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 22:21
دیروز تو عروسی که با سپیده رفتم نمیدونم چرا یک آن به محل رقص نگاه کردم و فکر کردم چرا داماد با یکی دیگه از این دختر ها ازدواج نکرده {عروسی جدا بود و این به ذهنم نرسید که چرا عروس ...} و از صبح این دختر_ با اون صدا_ اوووف_ ش میگه من خیلی ها رو دیدم .... که اصلا شبیه ت ن اما تو از همه شون خوشگل تری .....
همه - تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 22:21
حالم بد میشه از فکر کردن به دوستی هایی که میتونیم چند ماه هم و نبینیم . واکنش افراد به این جمله چی_ ؟ . اصلا واقعا انواع ارتباط های دوستانه چه اهمیتی برای من داره ؟ * من کلا از موارد زیادی حالم بد میشه
من تو تهران دست ِ دختری رو میگیرم که عاشقش نیستم ... - تاریخ: 1396/8/18 ساعت: 1:54
شب شده ،یادم می افته لباس ها ساعتی ِ تو لباس شویی مونده بر شون میدارم موقع پهن کردن به خودم میگم "قبل ِ ساعت ِ هشت ِ صبح ،قبل ِ ساعت هشت ِ صبح .." میرم نخ بکشم دندون هام و با خودم فکر میکنم تو ی ِ کشور ِ دیگه حتا برند ِ نخ ِ دندون ِ 'نازک تر' ت رو با
برای هیچ کس - تاریخ: 1396/8/18 ساعت: 1:54
این طوری نیست که از این که باهام هم خونه ای یا اینکه زیر آسمون یک شهری م خوش حال باشم از اینکه بیداری خوشحال م من یک سوال ِ درونی ِ بی نیاز به جواب دارم اون این که قاف تو این شهر ِ ؟ *می دونی چند وقت ِ چی م شده ؟ تمام حس ها م و دوست داشتن ها م و و
نامتعادل م - تاریخ: 1396/8/18 ساعت: 1:54
من سعی میکنم آدم ها را همان طور که هستند قبول کنمواقعا همیشه ،سعی کردم اما آدم ها ،با خنجری بر تو فرود می آیند و اشک تو را می ریزند
سنمیاثسمیسمن - تاریخ: 1396/7/25 ساعت: 0:01
اشتباه کردماشتباهم و از اینجا به بعد مدیریت کنم
چیزهای دیگه ای هم بود - تاریخ: 1396/7/25 ساعت: 0:01
دارم فکر میکنم چه قدر تو کارشناسی می شه لذت برد لذتی که من هیچ وقت نبردم و نخواهم برد --
صفرمطلق؟! - تاریخ: 1396/7/25 ساعت: 0:01
داشتم حساب میکردم من سه سال در گیر یک آدم بودمداشتم فکر میکردم گل فروختن های این چند سال من باعث شد من دیگه اون دختر ِ 18 ساله که سر کلاس میگفت من میخوام گلفروش باشم نباشم (اوکی ِ) داشتم فکر میکردم من باید برم وگرنه چند سال دیگه مطمئنم با خودم فکر میکنم من دو سال م و با فکر کردن زهر مار کردم و غیره
افسانه9 - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 1:28
گفتم میخوام کنسل شون کنم ی ِ بی-خیالی و ناراحتی ِ عمیق ،گسترده و آروم تو همه ی سلول ها ت
نود و شیش - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 1:28
دست های سوخته و خط خطی با تیغ شده ی میشاخود کشی ِ سپیده تشدید روی مریضی ِ روانشناسی ِ فرگل من و آروم تر و گریون تر کرده *همه تون یا رفتین یا دقیقا امسال با مریض های روانی تون برگشتین # خیس چشمی
اناویدنا، - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 1:28
رفتگفت شدنی نیست و من و جوری کرد که به صفحه ی سیاه نگاه میکنم و ابراز ناراحتی میکنم با خودم
احمقانه و تنها - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 1:28
من فکر میکنم اینا که با من صبح ها میرن دانشگاه و ورزشاصلا ناراحت نیستن میدونم فکر میکنین من احمق م یا در واقع حتا این فکرم نمیکنید اما انگار اصلا ناراحت نیستن
جدیدا حس میکنم غر_ بی تلاش انجام میدم - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 1:28
خوابم نمیبره وقتی خوابم نمیبره بیشتر احساس_ هیچ کس نبودن میکنم کاش هیچ تلاشی لازم نبود فکر میکنم اینهایی که یکی عاشقشون میشه هیچ تلاشی نمیکنن من فردا ساعت هشت انتخاب واحد دارم بیدارم میکنی اگه بیدار نشدم خودم ؟
فکر نمیکنم من - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 1:28
پشت تلگرام میگه بیا ی ِ بازی کنیم فکر کن من یکی از همکلاسی ها ت م و تو هم خودتی 1 2 3 میگه ابر من ی ِ حس خاصی بهت دارم میگم یعنی چی ؟ میگه نمیدونم اما میشه وقتی دیدمت ببوسمت ؟ میگم وقتی دیدیم هم و حرف میزنیم میگه باشه بیا فرض کنیم رفتیم پارک من دستم و گذاشتم رو زانو ت دوباره میگه بهش میگم نه .. رفتی...
قنبتاردئمزرد - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 1:28
به لیلا آشوری ِ کلاسمون یک جوری میگم که من خیلی دلم نمیخواد حرف بزنم همیشه میگه آره بعضی ها درونگران میگم نه لزوما منظورم این بود که من از اونها نیستم که برا اینکه حرف زده باشم با همه حرف بزنم آدم ِ میگه خوشحال ِ که اومده اینجا میگه اینجا همه مهربون اند میگه همه لبخند میزنن فکر میکنم چرا این جور چیز...