طول ِ روز ِ بد
-
تاریخ: 1396/5/8 ساعت: 21:10
یادم نیست چی بود حتا شاید هیچی نبود --------- بی نگران ی بود من :(
dfcdcdcwsds
-
تاریخ: 1396/5/8 ساعت: 21:10
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
یکیک
-
تاریخ: 1396/4/29 ساعت: 11:37
اینا همه زاییده ی توهم_ وگرنه حالاتی به نام_ سخت_ مهم_ و تغیر معنا در واقع وجود نداره
نرفتم جای دیگه
-
تاریخ: 1396/4/29 ساعت: 5:30
اینجا دیگه چیزی نوشته نمیشه جز دو سه تا نوشته بقیه ش و دوست ندارم شاید پنج تا شاید تا هفت هشت ماه دیگه شایدم تا یک سال ،یک سال و نیم دیگه شایدم بیشتر ،شایدم کلا شاید فرض محال یک ماه و نیم دیگه چی میگم ی_ لیست عدد ردیف کردم
ب خ
-
تاریخ: 1396/4/29 ساعت: 5:30
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
یک
-
تاریخ: 1396/4/29 ساعت: 5:30
وقتی اون دو تا جمله رو دیدم فکر کردم چه قدر شبیه من ی - این و به عنوان ی ِ جمله مثبت نمی گم البته تفاوت هایی هم داریم من بعد خیلی نه مقدور نیست و ی ِ متاسفم و ی ِ یک ِ شب در ِ بسته تو این نقطه از شباهت ام بهر حال فکر کردم چه قدر شبیه من ی - این و به عنوان ی ِ جمله مثبت نمی گم
س
-
تاریخ: 1396/4/29 ساعت: 5:30
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
بازم هست
-
تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 5:24
# فلان طور_ وضعیت من-کاریش نمیشه کرد : متاسفانه منفی هم هست من-کاریش نمیشه کرد تصادف کرده من-کاریش نمیشه کرد .. عشق نیست من-کاریش نمیشه کرد مرده من-کاریش نمیشه کرد ٥٠ سال من-کاریش نمیشه کرد
آ ه
-
تاریخ: 1396/4/24 ساعت: 9:05
میلاد میگه پس رفتی رو پلن_ بی میگم آره الان که دارم خیال پردازی میکنم رفتم رو پلن سی حتا لبنان ،بحرین حتا <بعد نوشته شده: خیال همیشه به بی نهایت و وقوع به صفر میل میکنه>
خنده دار
-
تاریخ: 1396/4/24 ساعت: 9:05
یعنی اگه به من بگن پرابلم ِ دوست ِ صمیمی* م و سلوشن! ش رو پیدا کنم بعد بهم هم بگن محدودیت ها رو ریلکس کن اصلا فکر کن فاصله فوت می شه مثلا میره هوا من می گفتم اپتیمال سلوشن ،پریسا ش ِ ر ست اگه نخندین حتا می تونم بگم یعنی بهش از این حس ها دارم که اگه محدودیت ها رو در نظر نگیریم پتانسیلش و هر دو داری
دوباره-چرا
-
تاریخ: 1396/4/24 ساعت: 9:05
همون طور که گفتم ،ابراز م ضعیف_ وقتی این جمله رو میگم ،بیان م مثل اینکه مثلا دیکته م ضعیف_ ،فلان چی م ض عیف_ ٤ و چهل بیست و چهارم
همیشه همین طور بودن
-
تاریخ: 1396/4/24 ساعت: 9:05
میدونی تو خونه چی اذیت م میکنه ؟ اگه تا صد روز م نگم یک_ شب بریم شهرزاد* هیچ کی یک کلمه حرف نمیزنه بگم میآن آ -کلا هیچ اهمیتی نمیدن.- *فیلم نیست
ک
-
تاریخ: 1396/4/22 ساعت: 2:35
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
ر
-
تاریخ: 1396/4/22 ساعت: 2:35
هیچ کس براش مهم نبود هیچ کس حتا به دروغ ابراز ناراحتی نکرد هیچ کس درک نکرد حتا خوشحال شدند
بی
-
تاریخ: 1396/4/22 ساعت: 2:35
. ی_ کفش_ زرد_ ورزشی پوشیده بود نه آروم بود نه جیغ ،زردش روسریش کامل جلو بود صورت_ کوچیک و تیره و اصلاح نکرده یاد_ آ هم مینداختم ی_ ساعت_ زرد_ نسبتا بزرگ هم روی ساق دست داشت با شلوار ورزشی طوسی ی_ کتاب در آورد اما تمام راه تا فردوسی پیاده شدن_ من خوابید/یا سعی کرد بخوابه .. لباساش روون و بی اضا
خیلی مسخره/درد_ بی درمان
-
تاریخ: 1396/4/17 ساعت: 17:24
خیلی مسخره/درد_ بی درمان :: که پنهان نکنم که پنهان نکنم ۹۶/۰۴/۰۶ abr Tehrani دستشویی دارم ۰ ۰ ۹۶/۰۴/۰۶ abr Tehrani نظرات هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
اشتباه نکنم
-
تاریخ: 1396/4/17 ساعت: 17:24
شروع_ یک پست_ بی سر و ته نوشته 'من بهر حال بهم خوش میگذره' ،الان خوندم فکر میکنم به اینکه دقیقا چکار کنم -بهم- 'خوش' بگذره گاها میخوام بهبود بدم اوضاع رو و دقیقا حالم بد تر میشه چرا که برا بهبود سنجش_ وضعیت موجود و مطلوب میکنم و آنگاه احساس میکنم که کاری از م بر نمیآد -همه اینا فکر_ ؟ ،اکثریت ک
ادامه ی خوش گذروندن -ه-
-
تاریخ: 1396/4/17 ساعت: 17:24
تو حال زندگی کنم -حالا هر چقدر هم که پوچ_- هر چی خواستم بخورم بپوشم -خیلی خنده داره این صفت_ مبهم_ هر- و تمام_ هر های دیگه اصلا هر اتفاق_ ریز و درشتی هم که افتاد اندازه ی اپسیلون هم ککم نگزه -توجه کن نه که بخوای ککت نگزه واقعا نگزه- اینا رو کنم بهم خوش میگذره ؟
از نت های گوشی
-
تاریخ: 1396/4/17 ساعت: 17:24
یکم قبل -و خیلی طولانی و دیر- فکر میکردم نمیخوام بگم که قاف بود که با من کات کرد نه من فکر میکردم این جمله بیان اینکه مشکل از من بوده -فکر کنم احتمال زیاد- اما الان فکر میکنم این طور نبوده در واقع فکر میکنم مشکل_ عمیق و اصلی_ از من نبوده هر چند مشکل_ مهم_ من مهم بودن و -ابراز_- مهم بودن بوده ،بهر ح
اصلا مهم نیست
-
تاریخ: 1396/4/17 ساعت: 17:24
من خودم هم به نظرم آدم ِ در گیری نسبت به مقوله ی خدا و دین نبودم اما اینکه می بینم میلاد به نظرم بدون هیچ درگیری تو این مقوله ست برام عجیب ِ یک حالت بی اعتقادی به چیزهایی که نا معقول؟ ِ داره -صحبت نکردیم هیچ وقت- همه هم سن ها ش این طوری اند ؟ مساله م طرز فکرش نیست منظورم روان و بی گره بودنش ِ