خرید بک لینک

با کیانا تو اکباتان راه میرفتیم

از یک چیز توی گذشته ی گذشته حرف میزدیم

من اصرار میکردم که برام شدنی نیست تموم شدن_ آزار و نگرانی ش

کیانا تو نقطه ی برعکس م وایستاده بود

بلند گفتم مثل اینکه به یکی تجاوز شده ولی بعدش باید سعی کنه فکرش و خوب کنه

چون شده و کاریش نمیشه کرد

گفتم من این تفکر و متوجه م اما شدنی نیست حداقل فعلا برام

امروز فکر کردم -خیلی قبلا هم این فکر و کرده بودم-

تا کی قرار_هر چی که شد به خودمون هی بگیم

شده

کاریش نمیتونیم کنیم

مقصودم این نیست که این و نگیم و کاری کنیم و این حرفای برخیزاننده

نه

مقصودم خستگی_ خیلی خستگی

برچسب: نویسنده: باربد رضایی تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 8:21

صفحه بندی